اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

9

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

سپس به شهر « كسكر » [ 1 ] روى نهاد و آن را نيز گشود ، آنگاه رهسپار شد تا بيكى از پادشاهان عجم بنام « جابان » برخورد و او را شكست داد و ياران او را كشت ، سپس رفت تا به « فرات بادقلى » رسيد و آهنگ [ حيره ] داشت كه پادشاهش نعمان بود ، پس نبرد سختى كردند و نعمان شكستخورده تا مدائن گريخت و خالد در « خورنق » فرود آمد و راهش را دنبال كرد تا حيره را پشت سر گذاشت و مردم آنجا كه در آغاز با او سر جنگ داشتند ، خود خواستار صلح شدند و خالد بر هفتاد هزار و بقولى صد هزار درهم سرگزيت با ايشان صلح كرد . ابو بكر خود را براى نبرد با مرتدان آماده ساخت ، و از كسانى كه از عرب مرتد شده و تاج بر سر نهاده ، نعمان بن منذر بن ساوى تميمى در بحرين بود ، پس علاء بن حضرمى را فرستاد تا او را كشت . ديگر : لقيط بن مالك ( ذو التاج ) تاجدار عمان بود كه ابو بكر حذيفة بن محصن را بر سر او فرستاد تا او را در صحار از نواحى عمان بكشت ، و ذو التاج . . . [ 2 ] از بنى ناجيه و مردمى بسيار از عبد القيس [ 3 ] . پس خدا ذو التاج را كشت و مسلمانان زنان و كودكانش را اسير گرفتند و آنان را نزد ابو بكر فرستادند . او هم ايشان را به چهار صد درهم فروخت ، سپس براى نبرد با كسانى كه زكات نمىدادند ، لشكر فرستاد و گفت : اگر زانوبند شترى ( يا زكات يك سال ) را از من دريغ دارند با ايشان نبرد كنم . و به خالد بن وليد نوشت كه بر سر مالك بن نويره يربوعى رود ، پس خالد

--> [ 1 ] بفتح و سپس سكون : شهرستان وسيعى كه مركزش : واسط قصب ميان كوفه و بصره است و پيش از آنكه حجاج واسط را شهر كند ، مركز آن : خسرو شاپور بود ( مراصد الاطلاع ) . [ 2 ] : لقيط بن مالك ازدى لشكريان خود را فراهم ساخت و « دبا » را لشكرگاه ساخت و جيفر و عباد در مقابلش « صحار » را لشكرگاه ساخته نزد حذيفة بن محصن حميرى و عكرمة بن ابى جهل و عرفجه بارقى ازدى فرستادند تا بان دو پيوندند ، و سپس در « دبا » نبردى سخت روى داد و هنگامى كه كار مسلمانان به سختى كشيده و لقيط به پيروزى نزديك مىشد گروهى از مسلمانان رسيدند بفرماندهى خريت بن راشد ( كامل . ج 2 ص 252 ) . [ 3 ] بفرماندهى سيحان بن صوحان .